Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘آن لاین ژورنالیسم’ Category

آخیش، تموم شد. بالاخره ترم و این پروژه بی خانمان ها تموم شد. دارم از خواب می میرم، ولی کلی از نتیجه کارم راضی بودم گفتم بیام اینجا هم لینکش رو بذارم.

این سایت کوچیک، یا به قول فرنگی ها «بسته داستانی!» باید سه صفحه می بود. صفحه اول معرفی قضیه، یک صفحه اسلاید شو همراه با صدا (soundslides)، و یک صفحه هم یا نقشه گوگل یا دیتا. چون آمار دقیق در مورد بی خانمان های گینزویل وجود نداره من نقشه رو انتخاب کردم و جاهایی که می شه به بی خانمان ها کمک کرد رو روی نقشه مشخص کردم. از طریق یه دیتابیس (اسپرد شیت خود گوگل داک) و ابزارهای نقشه گوگل به راحتی می شه اینجور نقشه ها رو درست کرد و مرتب هم بهشون مطلب اضافه کرد. اینجا دستورالعمل درست کردنش هست.

ساوند اسلاید هم باید در مورد یه مساله اجتماعی می بود که من بی خانمانی رو انتخاب کردم. نمی خواستم عکسا سیاه سفید باشه، ولی چون خیلی از عکسام تو شب بود، خوب در نیومده بود. همینجوری امتحانی سیاه سفیدشون کردم و دیدم خیلی خوب شدن. این ساوند اسلاید همش دو دقیقه باید می بود. من خر یه چیزی نزدیک سه ساعت مصاحبه دارم. خیلی سخت بود انتخاب دو دقیقه از میون سه ساعت، ولی خب آخرش بدک هم نشد.

راستی این تمپلت رو استادمون از پیش آماده کرده بود و حق نداشتیم بهش دست بزنیم چون بعضی بچه ها کار طراحی اشون بهتره و ممکن بود بی عدالتی بشه در حق اونایی که خیلی بلد نیستن. این کلاس ما در مورد روایت و گزارش از طریق ابزارهای چند رسانه ای بود، و طراحی وب و html شاملش نمی شد.

این هم کار قبلی ام هست که راجع به تنها کتاب فروشی فمینست فلوریداست.

من برم بخوابم که سه روزه نخوابیدم. این همخونه هم می خواد کله من رو بکنه. هی هم عکس گرفته از ریخت چپ و چوله من. الانم نشسته اشکال گرامری می گیره از من! خدا هیچکس رو نصیب همخونه بدجنس نکنه!

Advertisements

Read Full Post »

(احمدی نژاد رو گذاشتم واسه پست بعد. شاید هم اصلا زدم پاکش کردم. حوصله دردسر ندارم!)

این ترم هم خوبه هم بده. خوبی اش اینه که کلی دارم عکاسی می کنم برای پروژه های یکی از کلاس هام. سوژه اولم زندگی تو خونه های دانشگاهیه و روی یه خانواده ترک تمرکز کردم که یه دختر کوچولوی خیلی مامانی دارن. یه روز رفتم از شام خوردنشون عکس بگیرم و به زور به منم از غذاشون دادن که معرکه بود. یه جور پیتزا بود که نمی دونم دقیقا چی توش بود. سوسیس و گوشت و گردو(!) رو البته توش تشخیص دادم. فوق العاده بود. اگه دستور درست کردنش رو گرفتم ازشون میام اینجا می نویسم! امروز هم از بازی کردن بچه اشون عکس می گرفتم. بعد از مدت ها تونستم یه بچه ای رو بغل کنم بوس کنم اینجا. آخه آدم جرات نداره طرف بچه ها بشه اینجا. اصلا رسم نیست که بچه غریبه رو بغل کنی یا بوس کنی. حالا بعدا باید باهاشون مصاحبه کنم و از عکس ها و مصاحبه یه اسلاید شو درست کنم.

تو این کلاس یاد می گیریم که چطوری ابزاری مثل عکس و صدا و ویدیو و یا فلش رو با هم قاطی کنیم و بسته های چند رسانه ای (Multimedia Packages) تولید کنیم که یه قصه رو روایت می کنن. الان بیشتر سایت های خبری و سایت های روزنامه های آمریکا از اینجور بسته ها تولید می کنن در مورد اخبار روز یا خبرهای نرم. بیشتر ماها که تو این کلاس هستیم عکاسی بلد نیستیم. یه کتاب عالی در مورد فوتوژورنالیسم می خونیم که عکس های خیلی خوبی هم توش هست و کلا به عکاسای خبری توصیه می کنم یه جوری گیرش بیارن. یه سری هم توضیح استادمون می ده. ما تو این کلاس عکاس نمی شیم. ولی قراره یاد بگیریم که چطوری می شه با این جور ابزارها روی وب یه روایتی رو گفت. کلی ادیت صدا هم یاد می گیریم. دونستن این چیزا برای هرکی که بخواد تو اتاق های خبر کار کنه بعدا لازمه (حداقل با وضعیت فعلی و آینده خبرنگاری تو آمریکا.) چند تا نمونه از این بسته های چند رسانه ای رو اگه خواستین می تونین نگاه کنین. یکی اش مثلا اسلاید شو سی ان ان هست در مورد تغییر وضعیت مهموندارها تو صنعت هواپیمایی آمریکا در طول سال های گذشته. این یکی اسلاید شو در مورد خروس جنگی هاست تو پورتوریکو. این یکی که یه جور اینفوگرافیک هست در مورد فاجعه دانشگاه ویرجینیا تک که با فلش درست شده و این هم صفحه یادبود کشته شده ها با یک سری اطلاعات در موردشون باز با فلش (فلش رو ترم پیش یاد گرفتیم.) این هم یه نمونه ایرانی اش که کار جدید آن لاین هست در مورد الهه خواننده ایرانی که تازگی درگذشته (اینو تو ایمیل گرفته بودم و تو خود سایتشون نیست. نمی دونم تست بوده یا نه). جدید آن لاین یه سری آموزش به فارسی داره در این مورد که ترجمه ای از آموزش های دانشگاه برکلی هستش. کلا که ساونداسلاید کار فنی درست کردن اسلایدشوهای با صدا رو راحت کرده و لازم نیست آدم فلش بلد باشه برای اسلاید شو. کافیه عکس ها و فایل ام پی تری صدا رو بهش بدین و خودش بقیه کارها رو می کنه. (می تونین مجانی دانلودش کنین، فقط اگه مدل مجانی رو استفاده کنین اولش می نویسه که با دمو درست شده اسلاید شو.)

***

ترم دیگه این کلاس بیشتر رو ویدیو متمرکز هستش که البته من دیگه نمی تونم بگیرمش و برای پروژه فوق لیسانس خبرنگاری باید چند جلسه خصوصی از استاد خودم کار با ویدیو رو یاد بگیرم. پروژه ام خیلی هیجان انگیزه. حالا بعدا در موردش می نویسم چون به همفکری شما هم احتیاج دارم.

اما قسمت بد این ترم همانا تز نوشتنه برای مطالعات زنانه که خیلی کم روش کار کردم و اصلا حال و حوصله و انرژی اش رو ندارم. وقتی هم ندارم چون من فقط تا آخر سال تحصیلی امسال بورس دارم از دانشگاه و باید هرطور شده کار رو تموم کنم. به مشکل تئوریک برخوردم و برای همین عین خر گیر کردم تو گل. همیشه از تئوری بدم میومده. اما به هر حال باید حتما باید کار تئوریک هم بکنم تو پروژه ام. اون تئوری هایی که من دوست دارم استفاده کنم مورد علاقه استادم نیست. اون تئوری هایی که استادم دوست داره یا مورد علاقه من نیست یا اینکه اصلا نمی فهممشون. وقت هم ندارم که بشینم ده تا کتاب خیلی سخت رو بخورم(!) تا دستم بیاد چی به چیه. خلاصه فعلا قایم شدم از دست استاد راهنمام و البته دارم وقت از دست می دم چون باید زودتر مصاحبه هام رو شروع کنم که خودش کلی وقت می بره.

***

از اونور هم بار اینکه بعدش می خوام چیکار کنم روی دوشمه. تا چندماه پیش مطمئن بودم که بعد از فارغ التحصیلی برمی گردم ایران. کار و پروژه داشتم ایران که خیلی هم براش شوق و ذوق داشتم. اما از وقتی که اون پرید و اوضاع کاری که من می خواستم بکنم خراب شده، دیگه ایران رفتنم معنی نداره حداقل الان، چون برگردم دوباره فوقش باید برم معلم زبان بشم که خب یه جوری می شه انگار این سه چهار سال بدبختی اینجا هدر رفته. برای دکترا کمی وسوسه شدم. با دکترا برگردم ایران شاید بتونم درس بدم. تازه دارم به شهر و خونه و زندگی ام هم اینجا عادت می کنم و علاقمند می شم و اگه از همین دانشگاه پذیرش بگیرم کلی کارم راحت تر می شه. برنامه دکتری اینجا هم یکی از بهترین هاست تو دانشگاه های خبرنگاری آمریکا. اما برای اقدام کردن برای پذیرش کلی کار باید انجام بدم که بعید می دونم وسط این همه کاری که دارم به موقع بتونم انجام بدم. از اونور هم خیلی کار پیدا کردن سخته. دلم می خواد تو ان جی اوهای حقوق بشری کار بگیرم. اما هم کار گرفتن تو این جور چیزها مشکله، و هم اینکه اونقد این نئوکان ها تو بعضی از این سازمان ها ریشه دووندن که سخته یه جای درست حسابی پیدا کرد که زیر ماسک حقوق بشر چیزای دیگه نخوابیده باشه. حالا باید یواش یواش به فکر این چیزا هم باشم در کنار بار زیاد تز و پروژه. نمی دونم اصلا بازار کار تو این چیزا تو اروپا چطوره. هیچ بدم نمی آد اون طرفا کار بگیرم. تا چند ماه پیش از این نظر دیگه خیالم راحت بود. حالا اینم بهش اضافه شده!

***

خلاصه اوضاعم بعد از مدت ها افسردگی و غیره خوبه. فقط دوری از مامان اینا خیلی اذیتم می کنه تازگی ها، مخصوصا که مامان خیلی مریضه، و همین بار تز نوشتن و اینکه بعدش می خوام چیکار کنم. فکر کردم یه مدتی دیگه کارهای داوطلبانه و غیره رو کمی محدود کنم که بتونم حسابی وقت و تمرکز بذارم سر این تز و پروژه تا تموم بشن برن پی کارشون. یه خورده هم باید روی اعصاب و روانم کار کنم و به خودم برسم که حسابی درب و داغون شدم چندماه گذشته. در اولین اقدام هم رفتم موهام رو کوتاه کردم و از شر اون جنگل وزوزی روی کله ام خلاص شدم! (سیگار هم به لطف همخونه عزیز تقریبا یک سوم شده! همینطوری پیش بره تا سه سال دیگه ترک می شه!)

آخیش! دلم تنگ شده بود واسه این وبلاگ و صد البته خواننده های این وبلاگ هم! فکر کنم دارم دیگه فراموش می شم یواش یواش 🙂

Read Full Post »