علم قاضی! مای اس…
دسامبر 6, 2007 با khorshidkhanoom
ریدم به اون قاضی ای که “علم” بی علمش می گه یه جوون بیست ساله به خاطر یه رابطه جنسی تو سیزده سالگی اش باید اعدام بشه. ریدم به اون قاضی ای که علم بی علمش می گه یه مرد به خاطر عاشق بودن و زندگی با زنی که فکر می کنه شرعا صیغه اش کرده باید سنگسار بشه. ریدم به اون قاضی ای که علمش می گه دختر 17 ساله رو باید 23 ساله جا زد و به جرم فحشا اعدامش کرد.
ریدم به اون دستگاه قضائی که اجازه می ده مرگ و زندگی یک انسان دست یک قاضی الاغ نفهم بیفته. ریدم به اون دستگاه قضائی که توش دستورات رئیسش رو به یک ورشون هم نمی گیرن و حکم همون چند تا پرونده ای هم که آقای رئیس می رسه ببینه و غیرقانونی تشخیص بده هم باز اجرا می شه. ریدم به اون سیستم قضائی که جوون بیست ساله اش رو اعدام می کنه، بدون حضور وکیلش، بدون اطلاع خانواده اش، بدون توجه به حکم رئیس برگ چغندر قوه قضائیه، بدون توجه به شونصد تا ابهام تو پرونده، بدون توجه به وجدان.
ریدم به خودم که تو یه همچین مملکتی به دنیا اومدم که انسانیت هر روز توش اعدام می شه.
آقای شاهرودی، شما خجالت نمی کشین هنوز رئیس قوه قضائیه هستین؟ تا کی می خواین خودتون رو مسخره کنین. استعفا بدین که دیگه ما دلمون با نامه های بی اثر شما هم خوش نشه. مدتهاست معلومه که شما برگ چغندری بیش نیستین. استعفا بدین شاید این بازی های قدرت هم تو قوه قضائیه تموم بشه و اینقدر آدم نمیرن برای اینکه یه گروهی تو قوه قضائیه ثابت کنه زورش از گروه شما بیشتره و شما هویج هم نیستین. آقای جمشیدی، حال شما چطوره راستی؟ هنوز هم ماله کشی می فرمایید؟
* پ.ن. 1- ایندفعه به خاطر بی ادبی ام عذر خواهی نمی کنم. ولم کنین بابا، اوضاع ریدمون تر از اینه که به فکر ادب باشیم…
* پ.ن. 2- آدم به شک می افته که نکنه این کارها رو می کنن برای اینکه حواس ها رو پرت کنن از اینکه یه عده از دانشجوها مدتهاست زندان هستن و دانشجوهای چپ رو هم همینطور دارن می گیرن، از اینکه مریم و جلوه هنوز زندانن، از اینکه زهرا بنی یعقوب “خودکشی” شد، از اینکه…